پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
379
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
آرياراثيس فروخته بود . تاج او را كه خود شاهكار صنعت بود گايوس « 1 » برادر همشير مثرادات به خواهش فااوستوس « 2 » پسر سولا به وى بخشيده . پومپيوس از اين كارها آگاهى نداشت ولى سپس چون فارناكيس بيامد و او از چگونگى آگاهى يافت به همه آن خيانتكاران كيفر داد . پس از اين كارها كه پومپيوس همه سامانها را داده و آن سرزمين را ايمن گردانيده بود با شكوه و سرفرازى بيهمالى حركت كرده روى به سوى ميهن خود روانه گرديد و چون به شهر ميتولينى « 3 » رسيد به شهريان آزادى بخشيد و اين در سايه ميانجيگرى ثئوفانيس بود و در مناظره كه شاعران فصل به فصل داشتند و اين هنگام تنها زمينه آن گزارش پيكارها و شهرگشاييهاى پومپيوس بود نيز همه را به حضور رسانيد . خود ، تياتر را نيز بسيار پسنديده دستور داد نمونهاش را تهيه نمايند كه از روى آن تياترى در روم ولى بزرگتر و بهتر بنياد گزارد و چون به رودس « 4 » رسيد درسهايى را كه همه فيلسوفان آنجا مىدادند شنيده و به هر يكى از ايشان يك تالنت بخشيد . پوسيدونيوس « 5 » مناظرهاى را كه در جلو او هرماگوراس « 6 » دانشمند علم بديع در زمينه آفرينش گيتى داشت نيز نشر كرده است . در آتن نيز نوازشها به فيلسوفان كرده پنجاه تالنت پول داد كه شهر را آبادتر و قشنگتر گردانند . با اين پيشآمدها و كارها پومپيوس اميد آن داشت با بزرگترين شكوه و با بلندترين نامى كه براى يك آدمى صورتپذير است به ايتالى باز گردد و خاندان خود را خواهان ديدار خود يابد بدانسان كه او خواهان ديدار ايشان مىباشد ، ولى آن نيروى بالاتر از طبيعت كه هميشه كار و عادت آن ، تيره گردانيدن صفاى خوشبختىهاست و هر فيروزبختى يا بزرگى كه براى كسى روى مىنمايد آن غم و اندوه در او مىآميزد اين زمان در خاندان پومپيوس نيز دستاندركار داشت و غم و تيرهبختى براى وى تهيه مىساخت . بدينسان كه موكيا « 7 » در نبودن او رختخواب وى را آلوده گردانيده پومپيوس آن هنگام كه دور بود و كار بسيار داشت خبرهايى كه مىرسيد پروا نمىكرد . ولى چون اين زمان به ايتالى نزديكتر مىشد ، اين
--> ( 1 ) . Gaius ( 2 ) . Faustus ( 3 ) . Mitylene ( 4 ) . Rhodes جزيره معروف درياى سياه . ( 5 ) . Posidonius ( 6 ) . Hermagoras ( 7 ) . Mucia زن پومپيوس